این را فراموش نکنید
1400/4/4
همه ی بچه های ورودی 88 دانشکده پزشکی گیلانساعت 10 صبح
هرچی میخواین شده باشین مجرد متاهل پدر مادر پدربزرگ مادربزرگ هرچی که باشین مهم نیست
هرکجا که باشین تو بیمارستان سر عمل هر کجای دنیا که باشین حتی تو ایستگاه فضایی هم که باشین
باید باید باید
قبلش واسه این روز یه برنامه خاص چیده باشین که تو این روز تو این ساعت همه با هرکی می خواین باشین تنهایی دونفری سه نفری .... باید تو تو یه مکان خاص باشین همه همه همه حتی یه نفرم نباید از قلم بیفته
اون مکان جایی نیست جز دانشکده پزشکی گیلان
حتی اگه این ساختمون عوض بشه مهم نیست هر اتفاقی واسش بیفته ما اونجاییم باید اونجا باشیم
خیلی کار کوچیکیه اگه خوب فک کنین به یاد تمام لحظه هایی که باهم گذروندیم فقط یه روز چند ساعت همین
اون روز فقط از هم حال و احوال هم خبر میگیریم
هیچ بهونه ای قبول نیست
اون روز متعلق به مــــــــــــاســــــــــــت متعلق به دانشکده مونه مال تمام لحظات این هفت سالمونه!
میگه ۴۰ لیتر؟
پَـــ نَ پَــــ ۴۰ تا قاشق چای خوری
2- به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟ میگه از شوهرش؟؟؟؟؟
پَـــ نَ پَــــ چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد
3- دوستم در یخچالو باز کرده,دیده هیچی توش نیس,میپرسه:واقعا خالیه!؟
پَــ نَ پَـــ هیدن کردیم که غریبه ها نبیننشون !!
4- دارم رو تردمیل میدووم یارو میگه اینجوری میدویی لاغر کنی؟؟
پـَــ نَ پـَـــ دارم واسه نقش آفرینی تو سری جدید میگ میگ آماده میشم...!!
5- پریشب تو خیابون میرفتم داشتم با فندکم بازی میکردم،
پلیس رد شده میگه اون چیه؟ فندکه؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ مشعل المپیکه دارم میبرم لندن!!
6- ۲ ساعته از بیرون صدای قار قار میاد…داداشم میگه صدای کلاغه ؟
پــَ نَ پـــَ قناریه متال میخونه!
7- رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟
پَــــ نَ پَــــ من میکروبم , اومدم خودمو معرفی کنم!
8- با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیر وایسادیم.
دوستم میگه:شیرِ؟
پَــــ نَ پَــــ… گربه اس باباش مرده ریش گذاشته!
9- داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته، برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو باز کرده با تعجب میپرسه حامد تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟
پَــــ نَ پَــــ حامد رسید من دیلیوریشم…
10- واسه استخدام رفتم یه شرکتی خانومه میگه :شما برای آگهی استخدام اومدین؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین!
11- رفتم خونه دوستم کامپیوترش خرابه… میگم پاورت سوخته کامل!
میگه یعنی یکی دیگه بگیرم ؟
پَـــ نَ پَــــ سوختگیش جدی نیست پماد سوختگی بزنی خوب میشه
12- هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم …
آمپولارو دادم به پرستاره …میگه آمپول بزنم؟
پَ نه پَ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!
13- رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه واسه کشتنش میخوای؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا سردردش میخوام!
14- کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.
15- کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم، بهش زنگ زدم گفتم دوتا نون هم بگیر بیار.
گفت واسه صبحونه؟
پـَـ نه پَــ، واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون!
16- خواهرم از بیرون میاد خونه... میبینه پشت سیستمم... می گه کامپیوتر روشن کردی؟
پـَـ نه پَــ، دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه!
17- تو هواپیما نشستم دارم دعا میخونم بغل دستیم میگه دعا میکنی سالم برسی؟
پـَـ نه پَــ، دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا میکنم سقوط کنیم!
1- هیچ وقت کار امروز را به فردا نسپار، فردا هزارتا کار داری. قشنگ بنداز 2،3 هفته دیگه که خیالتم راحت باشه.
2- منطق پدر و مادر از تحصیل در دانشگاه: اینهمه درس خوندی در یک کیسه فریزر رو نمی تونی باز کنی!
3- از بچگی تا الان یه سوالی ذهنمو مشغول کرده. این چوب بستنی ها هست که دکترا می کنن تو حلق مریض، کیم هاشو کی می خوره!
4- این روزا ریاضیم خیلی ضعیف شده دیگه نمیتونم آدم حسابت کنم.
5- چرا جمعه اینقدر به شنبه نزدیکه ولی شنبه اینقدر از جمعه دوره؟
حق نه دادنی است و نه گرفتنی، بلکه خوردنی است !
(امضا:ذیحق)
شاهنامه آخرش “ه” است!
(امضا:حاج ابوالقاسم)
برای اینکه زیر پایم را خالی نکنند روی دستهایم راه می روم!
(امضا: ژیمناستیک کار)
من کلاه گیس و آبروی آدم کچل را با هم می برم!
( امضا:باد پاییز)
پله های ترقی برای بعضی ها سُر است!
(امضا: نظافتچی پله های اداره)
افراد نمک نشناس شوربخت می شوند !
(امضا: نمکی محل)
ما به جای “آن ور دنیا” شما را به “آن دنیا” می بریم !
(امضا: یک شرکت هواپیمایی)
محافظت از “اتو” های خود را به ما بسپارید !
(امضا:اتوبان)
لطفا پس از حذف یارانه لبنیات شیربهای ما را بدون یارانه حساب کنید !
(امضا: دختران دم بخت)
دوستت دارم ای میکروب آبله مرغان !
(امضا: میکروب خروسک)
آه ما سوزناک ترین آه های دنیاست !
(امضا:اژدهای هفت سر)
انواع گاز اشک آور برای سرکوب تظاهرات میوه ها موجود است !
(امضا:پیاز)
لطفا روی سگتان را بالا نیاورید !
(امضا:یک آدم گربه صفت)
در بیمارستان ها تنها ما هوایتان را خواهیم داشت !
(امضا: یک کپسول اکسیژن)
اگر از شنیدن حرف مخالف فشار خونتان بالا می رود به ما بپیوندید !
(امضا:اعضای گروه فشار)
پیشرفت علم پزشکی کار . بازار ما را کساد کرده است!
(امضا:حضرت عزراییل)
ما به جمله همیشه حق با «مشتری» است اعتراض داریم !
(امضا : جمعی از سیارات منظومه شمسی)
من بیشتر از سازمان تفکیک زباله قدر زباله ها را می دانم !
(امضا : گربه محله)
صدای آب اصلا هم طنین زندگی نیست!
(امضا:مرده شور بهشت زهرا)
قول می دهم شما را رو سفید کنم.
(امضا:گچکار سر گذر)
لطفا نان ما را آجر کنید.
(امضا : بساز و بفروش های شهر)
دوغ خیلی از نوشابه سیاه بهتر است .
(امضا : دانشمندان نژاد پرست)
سیفون برای من حکم نوشابه کنار غذا را دارد
(امضا : چاه دستشویی)
اهدای خون، اهدای زندگی است
(امضا : انجمن خون آشامان )
در رمانتیک بودن ما همین بس که هم شمع داریم و هم پروانه !
(امضا : جمعی از اتوموبیل ها)
گلوی بچه رو که نگاه کردم مادرش گفت:
آقای دکتر! گلوش چرک داره؟ گفتم: چرکش تازه میخواد شروع بشه.
گفت: این بچه همیشه همینطوره٬ همیشه عفونتش اول شروع میشه بعد زیاد میشه!
به دختره گفتم: مشکلتون چیه؟ با یه صدای گرفته گفت:
هیچی فقط چند روزه که اصلا صدام درنمیره!!
به دختری که با استفراغ اومده بود گفتم:
اسهال هم دارین؟ گفت: حالتشو دارم اما نمیاد!!
یه خانم حدودا ۵۰ ساله دختر حدودا ۱۸ سالشو آورده بود.
به دختره گفتم: مشکلتون چیه؟ گفت: دلهره دارم.
مادرش زد زیر خنده و بعد گفت: مامان! دل پیچه ، نه دلهره!
پرسیدم: چیز ناجوری نخوردین؟ مادرش گفت: چرا «چیسپ» خورده
و این بار نوبت دختر بود که بزنه زیر خنده و بگه: مامان چیپس نه چیسپ!
به آقائی که با سردرد اومده بود گفتم:
قبلا هم سابقه داشتین؟ گفت: مثلا چه سابقه ای؟
بعد گفتم: توی خونه داروئی نخوردین؟ گفت: مثلا چه داروئی؟
نسخه شو که نوشتم گفتم: دیگه هیچ ناراحتی نداشتین؟ گفت: مثلا چه ناراحتی؟
به خانمه گفتم:اشتهاتون خوبه؟ گفت: هروقت بتونم غذا بخورم میتونم بخورم!
پیرمرده گفت: همه بدنم درد میکنه غیر از آرنج دست چپم.
گفتم: یعنی آرنج دست چپتون درد نمیکنه؟ گفت: نه آرنج دست چپم «خیلی» درد میکنه!
خانمه اومد و گفت: برام یه آزمایش بنویس. گفتم: چه آزمایشی؟
گفت: نمیدونم. چندوقت بود که هر دو دستم درد میکرد.
چند هفته پیش از این دستم آزمایش خون گرفتم بعد دردش افتاد
حالا میخوام بگم از این دستم هم خون بگیرن ببینم دردش می افته؟!
به خانمه گفتم: باید یه آزمایش بدین. گفت: نمیدم!
گفتم: چرا؟ گفت: میترسم بفهمم یه مرض ناجوری دارم!
برای آبسه دندون برای مریض کپسول نوشتم بعد گفت:
چند روزه گلوم هم درد میکنه.
گفتم: خوب اگه عفونت داشته باشه با همون کپسول بهتر میشه.
گفت: اون کپسولو که برای دندونم نوشتین چکار به گلو داره؟!
خانمه میگفت: توی آزمایشگاه درمونگاه آزمایش دادم گفتند عفونت داری
اما بیرون آزمایش دادم گفتند سالمه! آزمایشهاشو نگاه کردم دیدم توی درمونگاه
آزمایش ادرار داده و بیرون آزمایش خون!
خانمه میگفت: فکر کنم باز گلوی بچه ام چرک کرده.
گفتم: از کجا فهمیدین؟ گفت: آخه از دیروز داره دهنش بوی کپسول میده!
خانمه میگفت: بچه ام چند روزه یبوست داره براش شیاف هم گذاشتم خوب نشد.
گفتم: چه شیافی براش گذاشتین؟ گفت: استامینوفن!
مریضهای درمانگاه تمام شدن و از مطب میام بیرون یه هوائی بخورم.
مسئول پذیرش که اهل همونجاست داره با یکی از اهالی روستا صحبت میکنه
و ازش میپرسه: داروهائی که دکتر دومی براتون نوشت با دکتر اولی فرق داشت؟
روستائی محترم میگه: خوب معلومه٬ مگه کود حیوونهای مختلف با هم فرق نمیکنه؟
خوب داروهای دکترها هم با هم فرق میکنه!!
یه پسر جوون با فشار خون پائین اومده بود. گفتم: میتونین بمونین سرم بزنین؟
گفت: نه. گفتم: آمپول میزنین؟ گفت: نه. خانم جوونی که باهاش بود گفت:
آقای دکتر لطفا یه شربت ماستی (آلومینیم ام جی اس) براش بنویسین
گفتم: چرا؟ گفت: آخه میگن چیزهای شیرین فشار خونو بالا میبرن!
روز شنبه این هفته یه زن و شوهر بچه شونو آورده بودند.
گفتم: چند روزه که مریضه؟ پدره گفت: دو روزه
مادرش گفت: نه سه روزه پدره با عصبانیت به مادرش گفت:
آخه جمعه که تعطیله!!
مرده با کمردرد اومده بود، وقتی میخواستم نسخه بنویسم گفت:
آقای دکتر! بی زحمت هرچی میخواین بنویسین فقط پماد ننویسین! گفتم: چرا؟
گفت: آخه همه خونواده مون رفته اند مسافرت هیچکسی نیست که برام پماد بماله!
به خانمه گفتم: کجای سرتون درد میکنه؟
دستشو گذاشت روی سرش و گفت: همین جا درست توی لگن سرم !
دارو بلکه از راه روانشناسی و تلقین نیز مداوا کند.
روزی نوکر یکی از بیماران وی سراسیمه وارد شد و گفت:اقای دکتر ارباب من شدیدا مریض شده
فورا بیایید.
دکتر جواب داد:نگو اقا مریض است این یک نوع تلقین است،بگویید اقا خیال می کند که مریض است.
چند روز بعد نوکر مجددا پیش پزشک امد و گفت:
اقای دکتر تشریف بیاورید ارباب من خیال می کند که مرده است!!
ادامه مطلب...
- چرا خدا مردها را از روی زمین برنمی دارد؟
1. از نظر خدا مردها وجود خارجی ندارند.
2. مگه ما روی زمین مرد هم داریم.
3. وجود اینگونه از درندگان برای موازنه جمعیت روی زمین ضروری به نظر میرسد.
4. حالا چه عجله ایه؟
- هدف خداوند از آفرینش مردها چی بود؟
1. هدف خاصی نبود.
2. گل اضافی بود.
3. نسخه آزمایشی بود.
4. اصلا کار خدا نبود.
- اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟
1. چیز خاصی نمی آفرید
2. پیراشکی
3. خروس دریایی
4. فضای خالی
- اگر جمعیت مردها منقرض شود چه می شود؟
1. مگه قراره اتفاقی بیافته؟
2. خارشتر کویر لوت که آفت نداره.
3. اکوسیستم به شرایط بدون انگل برمی گردد.
4. یه هیولا کمتر، دنیا قشنگتر.
ادامه مطلب...

